نام: محمد و احمد كه هر دو در قرآن آمده است. (1)
لقب: مصطفي، رسول‌‌الله، نبي‌الله، خاتم‌الانبياء(2)، سيدالبشر، سيدالمرسلين
كنيه: ابوالقاسم
تولد: صبح جمعه 17 ربيع‌الاول عام‌الفيل(3) كه برابر است با 20 آوريل 571 ميلادي و 31 فروردين(4) بعد از طلوع فجر (بين الطلوعين) در مكه
پدر: عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف
مادر: آمنه بنت وهب بن عبد مناف بن زهره از قبيله قريش
پيامبر(ص) دو ماهه بود كه پدرش عبدالله پيش از ولادت او در مدينه در خانه دايي‌هاي پدرش وفات يافت (حدود 40 روز با آمنه زندگي كرده بود...).
مادرش را نيز در حالي كه 6 سال و 3 ماه سن داشت از دست داد. آمنه به وقت مراجعت از مدينه در «ابواء» از دنيا رفت كه رسول خدا(ص) در سال ششم هجري هنگام برگشتن از جنگ بني لحيان قبر او را در ابواء زيارت كرد.
دايه: دايه‌اش كه به رسم آن روزگار كودك را تا سن 5 سالگي به دايه مي‌سپردند تا به باديه ببرد و در آنجا به او شير بدهد و او را بپرورد و اين را براي تربيت كودك لازم مي‌دانستند، حليمه سعديه از قبيله بني سعد بوده است و تا سن 4 سالگي تحت تكفل او قرار داشت.
ازدواج: در بيست و پنج سالگي با حضرت خديجه ازدواج كرد در حالي كه آن بانو قريب به 40 سال داشت.
فرزندان: قاسم و عبدالله (كه به آن دو، طيب و طاهر هم مي‌گفتند) فاطمه(س)، رقيه، زينب، ام‌ كلثوم كه مادرشان خديجه كبرا بود و ابراهيم كه از ماريه قبطيه بوده است.
نبوت: در 27 رجب سال نخست بعثت در غار حرا و در سرزمين مكه مبعوث به رسالت شد در حالي كه آن بزرگوار چهل سالش بود.
هجرت: 13 سال پس از بعثت، شبانه مأمور هجرت از مكه به مدينه شد كه سرآغاز تاريخ مسلمين جهان گرديد.
دوران پيامبري: 23 سال پيامبر بود، مدت 13 سال در مكه و 10 سال در مدينه كه مأمور تشكيل حكومت اسلامي و مقابله با كفار و مشركين گرديد، متعاقب آن غزوات متعددي چون بدر و احد و خندق و تبوك و ... به وقوع پيوست و آن حضرت شخصاً در اين نبردها حضور داشت.
وفات: سرانجام در روز دوشنبه پيش از غروب آفتاب 28 صفر سال 11 هجري در سن 63 سالگي رحلت فرمود يا به شهادت(6) رسيد و به لقاء حق نائل گشت... .
محل دفن: مدفن و مضجع شريف آن بزرگوار، مدينه منوره در خانه خودش مي‌باشد كه اكنون جزء مسجدالنبي است.
دوران زندگاني: دوران زندگاني پيامبر(ص) را مي‌توان در سه بخش تقسيم كرد:
1. از تولد تا نبوت (چهل سال)
2. از بعثت تا هجرت (13 سال در مكه)
3. از هجرت تا رحلت و پايه‌گذاري حكومت اسلامي (حدود ده سال در مدينه)


تولد پيامبر رحمت(ص)
جهان در زمان ولادت پيامبر(ص):

جهان در هنگامه ولادت پيامبر خاتم(ص) بويژه سرزمين حجاز، چنان تاريك و آشفته بود كه از امنيت و دانش و حكمت و اخلاق و فضيلت و ... خبري نبود و افتخار مردم آن دوران در نظم و قصص خلاصه مي‌شد، ابرهاي تيره جهالت و يأس در فضاي زندگي و محيط جمعي آنان متراكم بود كه ناگهان با طلوع خورشيد وجود ختم نبوت در روز جمعه 17 ربيع سال 571 ميلادي (عام الفيل) از مشرق شهر مكه، آن هم از خانه‌اي در شعب ابوطالب و تابش نور پاك و حيات آفرين او بارقه اميد را در دل‌ها پديد آورد و محيط زندگي، بلكه صحن گيتي را براي هميشه منور ساخت.

غرائب اتفاقيه:
همزمان با ولادت اين مولود آسماني، وقايعي رخ دارد كه مورخين از آن به عنوان غرائب اتفاقيه، ياد كرده‌اند.
آن وقايع عبارت است از:
* صبح روز ولادت هر بتي كه در هر كجاي عالم بود بر رو به زمين افتاد.
* آتشكده فارس كه هزار سال خاموش نشده بود، خاموش شد.
* درياچه ساوه كه سال‌ها آن را مي‌پرستيدند فرو رفت و خشك گرديد.
* وادي سماوه كه سال‌ها بود كسي در آن آب نمي‌ديد، آب در آن جاري شد.
* ايوان كسري (پادشاه عجم) بلرزيد و طاق آن شكست و 14 كنگره آن فرو ريخت.
* آب دجله شكافته شد و در قصر كسري جاري گرديد و ...
آمنه مادر پيامبر(ص) نقل مي‌كند: والله چون پسرم تولد يافت دست‌ها را بر زمين نهاد و سر به سوي آسمان بلند نمود و به اطراف نظر كرد، از او نوري ساطع شد كه همه جا را روشن نمود و در ميان آن روشنايي، ناگهان صدايي شنيدم كه گفت:
ولدت خيرالناس فسمه محمد!
اميرالمؤمنين(ع) مي‌فرمايد: چون محمد متولد شد، بت‌هايي كه در كعبه نهاده بودند همه بر رو افتادند و چون شام شد اين ندا از آسمان گوش‌ها را نوازش مي‌داد كه:
جاءالحق و زهق الباطل، ان الباطل كان زهوقاً.

منشأ تحول:
اين حوادث و وقايع كه همزمان با تولد رسول خاتم(ص) رخ نمود و آثار وجودي پيامبر آينده! نُقل مجالس و محافل شده بود، خردمندان و انسان‌هاي اهل فكر را در انديشه و حيرت فرو برد و آنان را به تأمل وا داشت و آنها اجمالاً پي برده بودند كه با تولد او تحولات عظيمي در سرنوشت بشر رخ خواهد و بايد انتظار يك انقلاب عظيم بسر برد.
آري ولادت او منشأ تحولي شگفت و آغاز انقلابي گسترده و بي‌بديل در سرنوشت انسان بود. ولادت مردي كه لحظه لحظه حيات پرخير و بركتش مايه شگفتي و درس‌آموز و الهام‌بخش است، حتي در دوران پيش از تولد!

شگفتي‌هاي تولد:
مادرش آمنه كه زني با ايمان و راست گفتار و درست كردار بود حكاياتي از نوزادش در دوران بارداري و در زمان حمل، نقل مي‌كند كه بسيار شگفت‌آور است! از جمله اينكه:
* آمنه مي‌گويد: شب ولادت، لحظاتي قبل از تولد فرزندم، در دل شب، بين خواب و بيداري ديدم افق در برابر چشمم روشن است به حدي كه كاخ‌هاي باشكوه شام و باغات خرم آن شهر را به خوبي مي‌بينم، در همين اثنا، ناگهان صدايي شنيدم كه كسي در بين زمين و آسمان بانگ مي‌زد:
اي اهل زمين برخيزيد و بيدار باشيد و آگاه شويد كه هم كنون رهبر بزرگ خلق قدم به عرصه وجود مي‌گذارد!
جناب آمنه اضافه مي‌كند:
* ‌من در ولادت اين طفل اصلاً رنج و زحمت زايمان را احساس نكردم!
* و مي‌‌گويد: هنگام ولادت فرزندم چهار زن زيبا روي و نيكو اندام به حضورم آمدند و در اطراف من نشستند و گفتند ما حورياني هستيم كه از بهشت براي كمك تو آمده‌ايم! شربتي به من دادند كه تاكنون نياشاميده بودم.
گفتند بياشام كه تو را به بزرگترين مردان گيتي بشارت مي‌دهيم.
چون آشاميدم يك نور و روشنايي‌اي در خود مشاهده كردم كه دلم روشن شد و عمل زايمان صورت گرفت.
آنگاه اشعاري بر من قرائت كردند كه حكايت از درود و ستايش خداوند بر اين مولود مي‌كرد. سپس لباس‌هاي حريري كه من در عمرم نديده بودم آوردند و به كودكم پوشاندند.
آنگاه قنداقه او را به من دادند و گفتند: او را بگير و از چشم دشمنان او را دور نگهدار و محفوظش بدار. تاريخ‌النبي احمد / ج 1/ ص 131